زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 3 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

28 اذر اولین روز کاری من

٢٨ اذر اولین روز کاری من بود که توی داروخونه  تو بخش ارایشی و بهداشتی مشغول کار شدم روز اول برام پر استرس بود و دلهره  همه چیز به نظرم خیلی بزرگ بود و طبقات که وسایل توش بود به نظرم خیلی بلند بود همه جا شلوغ بود هیچی رو نمیدیدم  حس میکردم همه به چشم یه ادم بیسواد دارن بهم نگاه میکنن چون با اینکه وسایل دم دستم بود کلی دنبالشون میگشم  ولی خیلی خوشحال شدم که از فکر مشکلات که داشتم در اومدم و خودم شروع کردم به کار کردن تا بتونم مشکلات مالی رو بر طرف کنم
21 بهمن 1392

حرف دل..!

من همان دخترک غم زده ی دیروزم من همان کودک بی تاب برای بودن که دلش رادراندوه به زنجیرکشید وبه اندازه ی دل رنج کشید و به اندازه ی بی معرفتی دردکشید . ...
29 آذر 1392

رقیه خاتون..با تاخیر

سلام خاتون سلام عزیز دلم سلام ارزوی من  چرا منو لایق یه روضه هم ندونستی..! منی که اگر هرشب یادت نکنم و برا غم و دردت گریه نکنم اون شبم شب نیست همه عشقم این بود بیام روضه..  پابوس که نمی طلبی هی به امید گفتم امروز شهادته گفت نه گفتم به قران امروزه گفت نه دیروز بوده تموم شده تا اینو گفت من اشک ریختم و دلم شیکست گفتم ببین رو درو دیوار پرچم زدن امروزه منو ببر یه جا روضه گفت بابا جان اینا چند روزه رو درو دیواره جلو تعمیر گاه تو ماشین نشسته بودم که چشمم به یه پرچم بزرگ افتاروش اسم قشنگ تو بود ازش عکس گرفتم و اروم اروم به بد شانسی خودم گریه کردم که دیدم دو نفر اومدن پرچمو باز کردن دیگه گریم شد حق حق گفتم ای باب...
22 آذر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد